عاشقانه ها

عشق

اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت " اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه " اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه " اگه می دونستی که رفتنت چه اتشی بر جانم کشید اون وقت این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ
...........................................................................................
ویژگی پسرهای ایرانی 1-چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه. 2-تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش. 3-چشمک جزو تیک عصبیشونه. 4-اصولا هفته أی 1 بار شکست عشقی می خورن. 5-اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره. 6-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه. 7-زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین. 8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه
...........................................................................................
بزرگترین گناه: سکوت... بزرگترین شجاعت: بگویی دوستت دارم... بزرگترین سرمایه: دوست... بزرگترین اسرار: صداقت... بزرگترین افتخار: عاشق شدن... بزرگترن هنر عاشق ماندن
 حرف دل این شعرها دیگر برای هیچکس نیست نه در دلم انگار جای هیچکس نیست آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست حتی نفسهای مرا از من گرفتند من مرده ام در من هوای هیچکس نیست دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست باید خدا هم با خودش روراست باشد وقتی که می داند خدای هیچکس نیست من میروم هر چند می دانم که دیگر پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست

...........................................................................................
 دوستت دارم زنده ام چونکه?در کنارمی، هستم چون که تو عشقمی و خوشحالم?زیرا تو?خندانی… ? می میرم زمانی که? می روی، نابود میشوم زمانی که? از من دور می شوی گریانم زمانی که? غمیگینی ای عشق من …! پس بمان در کنار من برای همیشه و تا ابد ، با من زندگی کن ، با عشقم ،?نه?با خاطراتم! بمان و این زندگی را برایم غمگین تر ، و این دنیای بی محبت را برایم جهنم نکن! بمان در این قلبی که مدتها انتظار میکشید تا چنیی عشقی نصیبش شود… اینک که تو آمدی و در قلبم نشستی بیا و تا ابد عشق من و قل??

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

...........................................................................................
می روم تا دو سالی را در کویر، سپری کنم. دور از هر? دغدغه ای.دور از این روزمرگی خورنده. دور از این هیاهوی بیهوده. دور از این دل های مرده و دور از دوستی هایی که جز نام بیش نیستند. آری?به سوی کویر رهسپارم.

............................................................................................
 پسرکی را شنیدم که می خواند: در کویر بیشتر، سر ها رو به آسمان است تا روی به زمین. آنجا دل ها جای یکی و دو تا نیست که می توان شهری را در آن جای داد و ...
 می روم تا شاید فراموش کنم و فراموش شوم؛ و این امیدهای واهی را که هرازچندگاهی چون خوره به جانم می افتد، پشت سر گذارم.
 روزی جوانی را گفتم: امید شرط زندگانی است، حال می گویم که در اشتباه بوده ام. امید ?چیزی نیست جز?? سّدی که برای خود می آفرینی تا واقعیت را نادیده انگاری. آری می روم ?تا دیگر امیدی هم باقی نمان.

بابا نظر بدید دیگه گریه

لینک صفحه